فاطمه سرور زنان جهانیان است...

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
 
  فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می‌باشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌زدنی می‌باشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده‌ی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی‌باشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر می‌نمایند. اما نکته‌ای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت می‌شود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت، کسی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار می‌باشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن می‌تواند به عالیترین رتبه‌های روحانی نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمی‌یابیم که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله می‌توان به آیه‌ی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت. 
 
نام، القاب، کنیه‌ها
  نام مبارک آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) است و از برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است. فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می‌باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه (علیها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند. زهرا به معنای درخشنده است و از امام ششم، امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که: "چون دخت پیامبر در محرابش می‌ایستاد (مشغول عبادت می‌شد)، نورش برای اهل آسمان می‌درخشید؛ همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد." صدّیقه به معنی کسی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه، مبارکه به معنای با خیر و برکت، بتول به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی.(1) کنیه‌های فاطمه (علیها السلام) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ابیها و... ام ابیها به معنای مادر پدر می‌باشد و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دخترش را با این وصف می‌ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که فاطمه (علیها السلام) بسان مادری برای رسول خدا بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست؛ چه هنگامی که فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه (سلام الله علیها) غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش رسول خدا بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی‌نمود، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می‌گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات رسول خدا. 

 مادر و پدر
 همانگونه که می‌دانیم، نام پدر فاطمه (علیها السلام) محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) است که او رسول گرامی اسلام، خاتم پیامبران الهی و برترین مخلوق خداوند می‌باشد. مادر حضرتش خدیجه دختر خویلد، از زنان بزرگ و شریف قریش بوده است. او نخستین بانویی است که به اسلام گرویده است و پس از پذیرش اسلام، تمامی ثروت و دارایی خود را در خدمت به اسلام و مسلمانان مصرف نمود. خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور اسلام نیز به پاکدامنی مشهور بود؛ تا جایی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد می‌شد و او را بزرگ زنان قریش می‌نامیدند. 

 ولادت
 فاطمه (علیها السلام) در سال پنجم پس از بعثت(2) و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. چون به دنیا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: "شهادت می‌دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای پیامبران است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان می‌باشند." اکثر مفسران شیعی و عده‌ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر فخر رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به فاطمه (علیها السلام) تطبیق نموده‌اند و او را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه پیامبر اکرم ذکر نموده‌اند. شایان ذکر است که آیه انتهایی این سوره نیز قرینه خوبی براین مدعاست که در آن خداوند به پیامبر خطاب می‌کند و می‌فرماید همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است.

  مکارم اخلاق
  سراسر زندگانی صدیقه طاهره (علیها السلام)، مملو از مکارم اخلاق و رفتارهای نمونه و انسانی است. ما در این مجال جهت رعایت اختصار تنها به سه مورد اشاره می‌نماییم. اما دوباره تأکید می‌کنیم که این موارد، تنها بخش کوچکی از مکارم اخلاقی آن حضرت است. 1-   از جابر بن عبدالله انصاری، صحابی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) منقول است که: مردی از اعراب مهاجر که فردی فقیر مستمند بود، پس از نماز عصر از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) طلب کمک و مساعدت نمود. حضرت فرمود که من چیزی ندارم. سپس او را به خانه فاطمه (سلام الله علیها) که در کنار مسجد و در نزدیکی خانه رسول خدا قرار داشت، راهنمایی نمودند. آن شخص به همراه بلال (صحابی و مؤذن رسول خدا) به در خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) آمد و بر اهل بیت رسول خدا سلام گفت و سپس عرض حال نمود. حضرت فاطمه (علیها السلام) با وجود اینکه سه روز بود خود و پدر و همسرش در نهایت گرسنگی به سر می‌بردند، چون از حال فقیر آگاه شد، گردن‌بندی را که فرزند حمزه، دختر عموی حضرت به ایشان هدیه داده بود و در نزد آن بزرگوار یادگاری ارزشمند محسوب می‌شد، از گردن باز نمود و به اعرابی فرمود: این را بگیر و بفروش؛ امید است که خداوند بهتر از آن را نصیب تو نماید. اعرابی گردن‌بند را گرفت و به نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بازگشت و شرح حال را گفت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از شنیدن ماجرا، متأثر گشت و اشک از چشمان مبارکش فرو ریخت و به حال اعرابی دعا فرمود. عمار یاسر (از اصحاب پیامبر) برخاست و اجازه گرفت و در برابر اعطای غذا، لباس، مرکب و هزینه سفر به اعرابی، آن گردن‌بند را از او خریداری نمود. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از اعرابی پرسید: آیا راضی شدی؟ او در مقابل، اظهار شرمندگی و تشکر نمود. عمار گردن‌بند را در پارچه ای یمانی پیچیده و آنرا معطر نمود و به همراه غلامش به پیامبر هدیه داد. غلام به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و جریان را باز گفت. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) غلام و گردن‌بند را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. غلام به خانه‌ی صدیقه اطهر آمد. زهرا (علیها السلام)، گردن‌بند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد نمود. گویند غلام در این هنگام تبسم نمود. هنگامی که علت را جویا شدند، گفت: چه گردن‌بند با برکتی بود، گرسنه‌ای را سیر کرد و برهنه‌ای را پوشانید، پیاده‌ای را صاحب مرکب و فقیری را بی‌نیاز کرد و غلامی را آزاد نمود و سرانجام به نزد صاحب خویش بازگشت. 2-   رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب زفاف پیراهن نویی را برای دختر خویش تهیه نمود. فاطمه (علیها السلام) پیراهن وصله‌داری نیز داشت. سائلی بر در خانه حاضر شد و گفت: من از خاندان نبوت پیراهن کهنه می‌خواهم. حضرت زهرا (علیها السلام) خواست پیراهن وصله‌دار را مطابق خواست سائل به او بدهد که به یاد آیه شریفه "هرگز به نیکی دست نمی‌یابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق نمایید"، افتاد. در این هنگام فاطمه (علیها السلام) پیراهن نو را در راه خدا انفاق نمود. 3-   امام حسن مجتبی در ضمن بیانی، عبادت فاطمه (علیها السلام)، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خویشتن، در عالیترین ساعات راز و نیاز با پروردگار را این گونه توصیف می‌نمایند: "مادرم فاطمه را دیدم که در شب جمعه‌ای در محراب عبادت خویش ایستاده بود و تا صبحگاهان، پیوسته به رکوع و سجود می‌پرداخت. و شنیدم که بر مردان و زنان مؤمن دعا می‌کرد، آنان را نام می‌برد و بسیار برایشان دعا می‌نمود اما برای خویشتن هیچ دعایی نکرد. پس به او گفتم: ای مادر، چرا برای خویش همانگونه که برای غیر، دعا می‌نمودی، دعا نکردی؟ فاطمه (علیها السلام) گفت: پسرم ! اول همسایه و سپس خانه."

   ازدواج و فرزندان آن حضرت 
صدیقه کبری خواستگاران فراوانی داشت. نقل است که عده‌ای از نامداران صحابه از او خواستگاری کردند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنها فرمود که اختیار فاطمه در دست خداست. بنا بر آنچه که انس بن مالک نقل نموده است، عده‌ای دیگر از میان نامداران مهاجرین، برای خواستگاری فاطمه (علیها السلام) به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتند و گفتند حاضریم برای این وصلت، مهر سنگینی را تقبل نماییم. رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می‌نمود تا سرانجام جبرئیل بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و گفت: "ای محمد! خدا بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است." امام علی (علیه السلام) نیز از خواستگاران فاطمه (علیها السلام) بود و حضرت رسول بنا بر آنچه که ذکر گردید، به امر الهی با این وصلت موافقت نمود. در روایات متعددی نقل گشته است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت. بدین ترتیب بود که مقدمات زفاف فراهم شد. حضرت فاطمه (علیها السلام) با مهری اندک (بر خلاف رسوم جاهلی که مهر بزرگان بسیار بود) به خانه امام علی (علیه السلام) قدم گذارد.(3) ثمره این ازدواج مبارک، 5 فرزند به نامهای حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن (که در جریان وقایع پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سقط شد)، بود. امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) از امامان 12 گانه می‌باشند که در دامان چنین مادری تربیت یافته‌اند و 9 امام دیگر (به غیر از امام علی (علیه السلام) و امام حسن (علیه السلام)) از ذریه امام حسین (علیه السلام) می‌باشند و بدین ترتیب و از طریق فاطمه (علیها السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) منتسب می‌گردند و از ذریه ایشان به شمار می‌روند.(4) و به خاطر منسوب بودن ائمه طاهرین (به غیر از امیر مؤمنان (علیه السلام)) به آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) را "ام الائمه" (مادر امامان) گویند. زینب (سلام الله علیها) که بزرگترین دختر فاطمه (علیها السلام) به شمار می‌آید، بانویی عابد و پاکدامن و عالم بود. او پس از واقعه عاشورا، و در امتداد حرکت امام حسین (علیه السلام)، آن چنان قیام حسینی را نیکو تبیین نمود، که پایه‌های حکومت فاسق اموی به لرزه افتاد و صدای اعتراض مردم نسبت به ظلم و جور یزید بارها و بارها بلند شد. تا جایی که حرکتهای گسترده‌ای بر ضد ظلم و ستم او سازمان گرفت. آنچه از جای جای تاریخ درباره عبادت زینب کبری (علیها السلام) بدست می‌آید، آنست که حتی در سخت‌ترین شرایط و طاقت‌فرساترین لحظات نیز راز و نیاز خویش با پروردگار خود را ترک ننمود و این عبادت و راز و نیاز او نیز ریشه در شناخت و معرفت او نسبت به ذات مقدس ربوبی داشت. ام کلثوم نیز که در دامان چنین مادری پرورش یافته بود، بانویی جلیل القدر و خردمند و سخنور بود که او نیز پس از عاشورا به همراه زینب (سلام الله علیها) حضور داشت و نقشی عمده در آگاهی دادن به مردم ایفا نمود.  

فاطمه (علیها السلام) در خانه
  فاطمه (علیها السلام) با آن همه فضیلت، همسری نیکو برای امیر مؤمنان بود. تا جایی که روایت شده هنگامی که علی (علیه السلام) به فاطمه (علیها السلام) می‌نگریست، غم و اندوهش زدوده می‌شد. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه حتی اموری را که می‌پنداشت امام علی (علیه السلام) قادر به تدارک آنها نیست، از او طلب نمی نمود. اگر بخواهیم هر چه بهتر رابطه زناشویی آن دو نور آسمان فضیلت را بررسی نماییم، نیکوست از امام علی (علیه السلام) بشنویم؛ چه آن هنگام که در ذیل خطبه‌ای به فاطمه (علیها السلام) با عنوان بهترین بانوی جهانیان مباهات می‌نماید و او را از افتخارات خویش بر می‌شمرد و یا آن هنگام که می‌فرماید: "بخدا سوگند که او را به خشم در نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید ننمودم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم ننمود."  

مقام حضرت زهرا (علیها السلام) و جایگاه علمی ایشان
 فاطمه زهرا (علیها السلام) در نزد شیعیان اگر چه امام نیست، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان، نه تنها کمتر از سایر ائمه نیست، بلکه آن حضرت همتای امیر المؤمنین و دارای منزلتی عظیم‌تر از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام) می‌باشد. اگر بخواهیم مقام علمی فاطمه (علیها السلام) را درک کنیم و به گوشه‌ای از آن پی ببریم، شایسته است به گفتار او در خطبه فدکیه بنگریم؛ چه آنجا که استوارترین جملات را در توحید ذات اقدس ربوبی بر زبان جاری می‌کند، یا آن هنگام که معرفت و بینش خود را نسبت به رسول اکرم آشکار می‌سازد و یا در مجالی که در آن خطبه، امامت را شرح مختصری می‌دهد. جای جای این خطبه و احتجاجات این بانوی بزرگوار به قرآن کریم و بیان علت تشریع احکام، خود سندی محکم بر اقیانوس بی‌کران علم اوست که متصل به مجرای وحی است (قسمتی از این خطبه در فراز آخر مقاله خواهد آمد). از دیگر شواهدی که به آن وسیله می‌توان گوشه‌ای از علو مقام فاطمه (علیها السلام) را درک نمود، مراجعه زنان و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار می‌باشد که در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است. همچنین استدلالهای عمیق فقهی فاطمه (علیها السلام) در جریان فدک (که مقداری از آن در ادامه ذکر خواهد گردید)، به روشنی بر احاطه فاطمه (علیها السلام) بر سراسر قرآن کریم و شرایع اسلامی دلالت می‌نماید. 

 مقام عصمت
 در بیان عصمت فاطمه (علیها السلام) و مصونیت او نه تنها از گناه و لغزش بلکه از سهو و خطا، استدلال به آیه تطهیر ما را بی‌نیاز می‌کند. ما در این قسمت جهت جلوگیری از طولانی شدن بحث، تنها اشاره می‌نماییم که عصمت فاطمه (علیها السلام) از لحاظ کیفیت و ادله اثبات همانند عصمت سایر ائمه و پیامبر است که در قسمت مربوطه در سایت بحث خواهد شد.
 
  بیان عظمت فاطمه از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)
  رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می‌فرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید. به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود. عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده‌ای، این کلام را نقل نموده‌اند که حضرت رسول می‌فرمود: "فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است." از طرفی دیگر، قرآن کریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می‌دارد که هر چه پیامبر می‌فرماید، سخن وحی است. پس می‌توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می‌فرمود. گاه در جواب خرده‌گیران، لب به سخن می‌گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می‌فرمود: "من بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم." اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در کنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم، مشاهده می‌نماییم قرآن کریم عقوبت کسانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اذیت نمایند، عذابی دردناک ذکر می‌کند. و یا می‌فرماید کسانی که خدا و رسول را اذیت نمایند، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می‌دارد و برای آنان عذابی خوار کننده آماده می‌نماید. پس به نیکی مشخص می‌شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق‌تر، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا که نمی‌توان فرض نمود، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد. نکته‌ای دیگر که از قرار دادن این حدیث در کنار آیات قرآن کریم بدست می‌آید، آنست که رضای فاطمه (علیها السلام)، تنها در مسیر حق بدست می‌آید و غضب او فقط در انحراف از حق و عدول از اوامر الهی حاصل می‌شود و در این امر حتی ذره‌ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه‌های احساسی مؤثر نیست. چرا که از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری که برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست، عقوبت نماید.

  فاطمه (علیها السلام) پس از پیامبر
  با وفات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، فاطمه (علیها السلام) غرق در سوگ و ماتم شد. از یک طرف نه تنها پدر او بلکه آخرین فرستاده خداوند و ممتازترین مخلوق او، از میان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود. هم او که در وجود خویش برترین مکارم اخلاقی را جمع نموده و با وصف صاحب خلق عظیم، توسط خداوند ستوده شده بود. هم او که با وفاتش باب وحی تشریعی بسته شد؛ از طرفی دیگر حق وصی او غصب گشته بود. و بدین ترتیب دین از مجرای صحیح خود، در حال انحراف بود. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه غم و اندوه خویش را در این زمینه کتمان نمی‌نمود. گاه بر مزار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حاضر می‌شد و به سوگواری می‌پرداخت و گاه تربت شهیدان احد و مزار حمزه عموی پیامبر را برمی‌گزید و درد دل خویش را در آنجا بازگو می‌نمود. حتی آن هنگام که زنان مدینه علت غم و اندوه او را جویا شدند، در جواب آنان صراحتاً اعلام نمود که محزون فقدان رسول خدا و مغموم غصب حق وصی اوست. هنوز چیزی از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نگذشته بود که سفارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ابلاغ فرمان الهی توسط ایشان در روز غدیر، مبنی بر نصب امام علی (علیه السلام) به عنوان حاکم و ولی مسلمین پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، توسط عده ای نادیده گرفته شد و آنان در محلی به نام سقیفه جمع گشتند و از میان خود فردی را به عنوان حاکم برگزیدند و شروع به جمع‌آوری بیعت از سایرین برای او نمودند. به همین منظور بود که عده‌ای از مسلمانان به نشانه اعتراض به غصب حکومت و نادیده گرفتن فرمان الهی در نصب امام علی (علیه السلام) به عنوان ولی و حاکم اسلامی پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه فاطمه (علیها السلام) جمع گشتند. هنگامی که ابوبکر - منتخب سقیفه - که تنها توسط حاضرین در سقیفه انتخاب شده بود، از اجتماع آنان و عدم بیعت با وی مطلع شد؛ عمر را روانه خانه فاطمه (علیها السلام) نمود تا امام علی (علیه السلام) و سایرین را به زور برای بیعت در مسجد حاضر نماید. عمر نیز با عده‌ای به همراه پاره آتش، روانه خانه فاطمه (علیها السلام) شد. هنگامی که بر در خانه حاضر شد، فاطمه (علیها السلام) به پشت در آمد و علت حضور آنان را جویا شد. عمر علت را حاضر نمودن امام علی (علیه السلام) و دیگران در مسجد برای بیعت با ابوبکر عنوان نمود. فاطمه (علیها السلام) آنان را از این امر منع نمود و آنان را مورد توبیخ قرار داد. در نتیجه عده‌ای از همراهیان او متفرق گشتند. اما در این هنگام او که از عدم خروج معترضین آگاهی یافت، تهدید نمود در صورتی که امام علی (علیه السلام) و سایرین برای بیعت از خانه خارج نشوند، خانه را با اهلش به آتش خواهد کشید. و این در حالی بود که می‌دانست حضرت فاطمه (علیها السلام) در خانه حضور دارد. در این موقع عده‌ای از معترضین از خانه خارج شدند که مورد برخورد شدید عمر قرار گرفتند و شمشیر برخی از آنان نیز توسط او شکسته شد. اما همچنان امیر مومنان، فاطمه و کودکان آنان در خانه حضور داشتند. بدین ترتیب عمر دستور داد تا هیزم حاضر کنند و به وسیله هیزمهاي گردآوری شده و پاره آتشی که با خود همراه داشت، درب خانه را به آتش کشیدند و به زور وارد خانه شدند و به همراه عده‌ای از همراهانش خانه را مورد تفتیش قرار داده و امام علی را به زور و با اکراه به سمت مسجد کشان کشان بردند. در حین این عمل، فاطمه (علیها السلام) بسیار صدمه دید و لطمات فراوانی را تحمل نمود اما باز از پا ننشست و بنا بر احساس وظیفه و تکلیف الهی خویش در دفاع از ولی زمان و امام خود به مسجد آمد. عمر و ابوبکر و همراهان آنان را در مسجد رسول خدا مورد خطاب قرار داد و آنان را از غضب الهی و نزول عذاب بر حذر داشت. اما آنان اعمال خویش را ادامه دادند.  

فاطمه (علیها السلام) و فدک
 از دیگر ستمهایی که پس از ارتحال پیامبر در حق فاطمه (علیها السلام) روا داشته شد، مسأله فدک بود. فدک قریه‌ای است که تا مدینه حدود 165 کیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه جوشان و نخلهای فراوان خرماست و خطه‌ای حاصلخیز می‌باشد. این قریه متعلق به یهودیان بود و آن را بدون هیچ جنگی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بخشیدند؛ لذا مشمول اصطلاح انفال می‌گردد و بر طبق صریح قرآن، تنها اختصاص به خداوند و پیامبر اسلام دارد. پس از این جریان و با نزول آیه «و ات ذا القربی حقه»، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر طبق دستور الهی آن را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. فاطمه (علیها السلام) و امیر مومنان (علیه السلام) در فدک عاملانی داشتند که در آبادانی آن می‌کوشیدند و پس از برداشت محصول، درآمد آن را برای فاطمه (علیها السلام) می‌فرستادند. فاطمه (علیها السلام) نیز ابتدا حقوق عاملان خویش را می‌پرداخت و سپس مابقی را در میان فقرا تقسیم می‌نمود؛ و این در حالی بود که وضع معیشت آن حضرت و امام علی (علیه السلام) در ساده‌ترین وضع به سر می‌برد. گاه آنان قوت روز خویش را هم در راه خدا انفاق می‌نمودند و در نتیجه گرسنه سر به بالین می‌نهادند. اما در عین حال فقرا را بر خویش مقدم می‌داشتند و در این عمل خویش، تنها خدا را منظور نظر قرار می‌دادند. (چنانچه در آیات آغازین سوره دهر آمده است). پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، ابابکر با منتسب نمودن حدیثی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با این مضمون که ما انبیا از خویش ارثی باقی نمی‌گذاریم، ادعا نمود آنچه از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باقی مانده، متعلق به تمامی مسلمین است. فاطمه در مقام دفاع از حق مسلم خویش دو گونه عمل نمود. ابتدا افرادی را به عنوان شاهد معرفی نمود که گواهی دهند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حیات خویش فدک را به او بخشیده است و در نتیجه فدک چیزی نبوده که به صورت ارث به او رسیده باشد. در مرحله بعد حضرت خطبه‌ای را در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد نمود که همانگونه که قبلاً نیز ذکر شد، حاوی مطالب عمیق در توحید و رسالت و امامت است. در این خطبه که در نهایت فصاحت و بلاغت ایراد گردیده است، بطلان ادعای ابابکر را ثابت نمود. فاطمه به ابوبکر خطاب نمود که چگونه خلاف کتاب خدا سخن می‌گویی؟! سپس حضرت به شواهدی از آیات قرآن اشاره نمود که در آنها سلیمان، وارث داود ذکر گردیده و یا زکریا از خداوند تقاضای فرزندی را می‌نماید که وارث او و وارث آل یعقوب باشد. از استدلال فاطمه (علیها السلام) به نیکی اثبات می‌گردد بر فرض که فدک در زمان حیات پیامبر به فاطمه (علیها السلام) بخشیده نشده باشد، پس از پیامبر به او به ارث می‌رسد و در این صورت باز هم مالک آن فاطمه است و ادعای اینکه پیامبران از خویش ارث باقی نمی‌گذارند، ادعایی است خلاف حقیقت، و نسبت دادن این کلام به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) امری است دروغ؛ چرا که محال است آن حضرت بر خلاف کلام الهی سخن بگوید و خداوند نیز بارها در قرآن کریم این امر را تایید نموده و بر آن تاکید کرده است. اما با تمام این وجود، همچنان غصب فدک ادامه یافت و به مالک حقیقی‌اش بازگردانده نشد. باید توجه داشت صحت ادعای فاطمه (علیها السلام) چنان واضح و روشن بود و استدلالهای او آنچنان متین و استوار بیان گردید که دیگر برای کسی جای شک باقی نمی‌ماند و بسیاری از منکرین در درون خود به وضوح آن را پذیرفته بودند. دلیل این معنا، آنست که عمر خلیفه دوم هنگامی که فتوحات اسلامی گسترش یافت و نیاز دستگاه خلافت به در آمد حاصل از آن بر طرف گردید، فدک را به امیر مؤمنان (علیه السلام) و اولاد فاطمه (علیها السلام) باز گرداند. اما بار دیگر در زمان عثمان فدک غصب گردید.

  بیماری فاطمه (علیها السلام) و عیادت از او
  سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. گاه به زحمت از بستر برمی‌خاست و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رساند و یا کنار مزار حمزه عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر شهدای احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود را بازگو می‌نمود. در همین ایام بود که روزی زنان مهاجر و انصار که از بیماری او آگاهی یافته بودند، جهت عیادت به دیدارش آمدند. فاطمه (علیها السلام) در این دیدار بار دیگر اعتراض و نارضایتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند، اعلام نمود و از آنان و عده‌ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره وصایت امام علی (علیه السلام) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و خروج اسلام از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد، خاطر نشان نمود. در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر فاطمه (علیها السلام) حاضر گشتند. فاطمه (علیها السلام) در این هنگام، این کلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرموده بود: "هر کس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تأیید نمودند. سرانجام فاطمه (علیها السلام)، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد پیامبر، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود."

  وصیت
 در ایام بیماری، فاطمه (علیها السلام) روزی امام علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.  

شهادت 
سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه (علیها السلام) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خوابید و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت پیامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود. فاطمه (علیها السلام) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اواخر عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف ابی‌بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (علیها السلام) سودی نخواهد بخشید.

تغسیل و تدفین
  مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت فاطمه (علیها السلام)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین فاطمه (علیها السلام) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، امام علی (علیه السلام) بنا بر وصیت فاطمه (علیها السلام) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت فاطمه (علیها السلام) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند. (و اینان از 7 نفر تجاوز نمی‌کرده‌اند). پس از حضور آنان، امیر مؤمنان بر فاطمه (علیها السلام) نماز گزارد و سپس در میان حزن و اندوه کودکان خردسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه (علیها السلام) پرداخت. هنگامی که تدفین فاطمه (علیها السلام) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت: "سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی‌ام از فراق حبیبه‌ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت... ما از خداییم و بسوی او باز می‌گردیم... به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته..." امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار سرور بانوان جهان مخفی است و کسی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل فاطمه (علیها السلام) در میان ائمه می‌باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عدالتی در سراسر گیتی، پایان دهد.  

سخنان فاطمه
  از فاطمه (علیها السلام) سخنان فراوانی بر جای مانده، که پاره‌ای از آنان مستقیماً از او نقل شده است و به نیکی می‌توان گوشه‌ای از علو مقام و ژرفای علم و معرفت او را در این کلمات دریافت و پاره‌ای دیگر نیز بواسطه او، از وجود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت گشته است که به نوبه خود بیانگر ارتباط نزدیک او با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و عمق درک و فهم فاطمه (علیها السلام) می‌باشد. در این مجال، جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد از کلماتی که مستقیماً از فاطمه (علیها السلام) نقل شده اشاره می‌نماییم: 1-      قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام): "من اصعد الی الله خالص عبادته، اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته" فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: "هر کس عبادت خالص خود را به سوی پروردگار بالا بفرستد، خداوند برترین مصلحت خود را به سوی او می‌فرستد." 2-   قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام) فی قسم من خطبة الفدکیة: "فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک، و الصلوه تنزیها لکم عن الکبر، و الزکاه تزکیه للنفس و نماًء فی الرزق، و الصیام تثبیتاً للإ خلاص، و الحج تشییداً للدین، و العدل تنسیقاً للقلوب، و طاعتنا نظاماً للملة، و اما متنا اماناً من الفرقه، و الجهاد عزا للإسلام، و الصبر معونة علی استیجاب الأجر، و الأمر بالمعروف مصلحة للعامه، و بر الوالدین وقایه من السخط، وصلة الأرحام منماة للعدد، و القصاص حصناً للدماء، و الوفاء بالندر تعریضاً للمغفره، و توفیة المکائیل و الموازین تغییراً للبخس، و النهی عن شرب الخمر تنزیهاً عن الرجس، و اجتناب القذف حجاباً عن اللعنة، و ترک السرقة ایجاباً للعفة، و حرم الله الشرک اخلاصاً له بالربوبیه، فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون و اطیعو الله فیما امرکم به و نهاکم عنه فانه" انما یخشی الله من عباده العلماء." فاطمه زهرا (علیها السلام) در قسمتی از خطبه فدکیه می‌فرمایند: "پس خداوند ایمان را موجب پاکی شما از شرک، نماز را موجب تنزیه و پاکی شما از (آلودگی) تکبر، زکات را باعث تزکیه و طهارت روح و روان و رشد و فزونی در روزی، روزه را موجب پایداری اخلاص، حج را باعث استواری دین، دادگری و عدل را موجب انسجام و تقویت دلها، اطاعت و پیروی از ما را باعث نظم و آسایش ملت، رهبری و پیشوایی ما را موجب امان از جدایی و تفرقه، جهاد را موجب عزت و شکوه اسلام، صبر و پایداری را کمکی بر استحقاق و شایستگی پاداش، امر به معروف را به مصلحت عامه مردم، نیکی به پدر و مادر را سپری از خشم پروردگار، پیوند و پیوستگی با ارحام و خویشاوندان را موجب کثرت جمعیت، قصاص را موجب جلوگیری از خونریزیها، وفا به نذر را موجب قرار گرفتن در معرض آمرزش، پرهیز از کم فروشی را موجب عدم زیان و ورشکستگی، نهی از آشامیدن شراب را به خاطر پاک بودن از پلیدی، دوری جستن از قذف (تهمت ناروای جنسی) را انگیزه‌ای برای جلوگیری از لعن و نفرین، پرهیز از دزدی را موجب حفظ عفت و پاکدامنی قرار داد و خداوند شرک ورزیدن نسبت به خود را از آن جهت حرام فرمود که بندگان در بندگی خود نسبت به ربوبیت او اخلاص پیشه کنند، پس "از خداوند بدان گونه که شایسته است پرهیز داشته باشید و تقوا پیشه کنید و جز درحال مسلمانی از دنیا نروید." و خدا را در آنچه که شما را بدان امر می‌کند و آنچه که نهی می‌کند فرمان برداری کنید. زیرا "تنها بندگان دانا از خداوند خوف و ترس دارند."

هر دم از این باغ بری می رسد...

به رغم اینکه فتوا حلال بودن قتل شیعیان و حرام بودن قتل صهیونیست ها توسط این چهره وهابی حدود یک دهه پیش صادر شد، اما چهره های وهابی معاصر نیز در فتواهای خود چنین رأی و نظر دارند.
به گزارش شیعه آنلاین، بر اساس فتوای صادر شده توسط چهره سرشناس وهابیت در عربستان سعودی شیخ «ناصر الدین الألبانی»، کشتن شیعیان حلال اما یهودیان حرام است!

این چهره سرشناس وهابی که متولد کشور آلبانی بوده، بارها و بارها در فتواهای مختلفی نسبت به انجام هرگونه عملیات استشهادی یا انتحاری در سرزمین های اشغالی علیه شهرک نشینان صهیونیستی را حرام اعلام کرده بود، اما در همین حال وهابیت کشتن شیعیان را حلال دانسته اند همان طور که ما نمونه به شهادت رسید شیعیان در کشورهای مختلف به ویژه عراق یا منطقه پاراچنار پاکستان را همه روزه شاهدیم.


جالب اینجاست که «ناصر الدین الألبانی» در پاسخ به استفتائی در مورد انجام عملیات علیه شیعیان، به صراحت می گوید: حلال و جایز است.



 
ادامه نوشته

اعجاز قران


تحقیقاتی که توسط این دانشمندان برای پی بردن به حقیقت اعجاز علمی قرآن کریم انجام شده، در زمینه های مختلفی همچون حرام بودن ازدواج دو خواهر، عادت ماهانه زنان، روابط نامحرم میان افراد مختلف، روابط زناشویی و غیره بوده است.

ادامه نوشته

استحباب اقامه عزاداری و مجالس سینه‌زنی برای همه معصومین

آیت الله العظمی روحانی:
استحباب اقامه عزاداری و مجالس سینه‌زنی برای همه معصومین جزء یقینیات است

در زیر متن ترجمه پاسخ مستدل حضرت آیت الله العظمی سید صادق روحانی به شبهه عده ای از مسلمین نسبت به این مطلب که سینه زنی و لطم فقط برای حضرت سید الشهداء و چند تن از معصومین می باشد و برای همه 14 معصوم دارای استحباب نیست را می خوانیم...

ادامه نوشته

شفا در کنار خانه خدا

شفا یافتن یک ایرانی در كنار خانه خدا
به گزارش «شيعه نيوز» به نقل از البرز ، این زائر ایرانی که قدرت تکلم خود را ازدست داده بود روز میلاد حضرت علی (عليه السلام) درکنار خانه خدا زبان به تکلم مجدد گشود.

این زائر که در اثر صانحه یک تصادف دچار شک شدید شده و براثر آن قدرت تکلم خود را بکلی از دست داده بود پس از ورود به خانه خدا شفای کامل خود را بدست اورد.این فرد که یک مرد ۴۸ساله از اهالی شیراز است صبح روز میلاد امیرمومنان علی (عليه السلام) جهت انجام اعمال عمره مفرده وارد مکه مکرمه شده بود.وی پس از انجام مناسک خود احساس میکند قدرت تکلم خود را به دست آورده و بایکی از زائران همسفر خود موضوع را درمیان میگذارد که پس از مطمئن شدن از این واقعه شادی زیادی دربین زائرین ایرانی خانه خدا بوجود میآید.این زائر شیرازی این عنایت را ناشی از رحمت خدا و کرامت علی بن ابی طالب (عليه السلام) دانسته و سربه سجده شکر سائید.

مظلومیت امام هادی(ع) ...

امام علي النقي (ع) و جریان های انحرافی

باز صفحه فیس بوک امام هادی رادیدم  و دلم خون شد.دیدم شهادتش نزدیک است خواستم از امام هادی بگویم زبانم نچرخید .به فکر فرو رفتم از امام هادی جز زیارت جامعه کبیره چیزی یادم نیامد باز شرمنده حضرت زهرا شدم،تازه اسمم را هم گذاشتم بچه شیعه ؛ از امام دهم شیعیان جز یک زیارت چیز دیگری به ذهنم نمیرسد .چیزی برای گفتن نداشتم تا اینکه چند شب پیش در محضر بزرگی نشسته بودم ایشان در مورد امام هادی سخنان جالبی گفت .گفت که یکی از وقایع برجسته در زمان امام هادی پدیدار شدن یا قدرت گرفتن گروه های انحرافی بود؛که ایشان با قدرت در مقابل این گروه ها و مبانی تفکری ایستادند و با هدایت حکیمانه شان ذات پلید این گروه ها را برای مردم آشکار کردند.با شنیدن حرف های آن بزرگ یاد زمان خودمان افتادم که گروه های انحرافی قصد منحرف کردن مسیر انقلاب را دارند.تصمیم گرفتم با نزدیک شدن به شهادت امام هادی ، کمی تحقیق کنم و چکیده ای از مشخصات گروه های انحرافی زمان حضرت هادی و چگونگی رفتار امام را با آنان ذکر کنم.

مکتب های منحرفی که در آن زمان به وجود آمده بودند یا اینکه قدرت پیدا کرده بودند، عبارتند از: غلات، صوفیه، واقفیه،مجسمیّه، باورمندان به رؤیت و … که به تفصیل به توضیح این مکتب ها و رفتار امام با آنها می پردازیم.

ادامه نوشته

گلایه ایت الله بهجت...


آيت‌الله بهجت گلايه مي‌کنند که قرار بود ما در زمان ظهور شما باشيم و آن حضرت مي‌فرمايند که در زمان ظهور شما رجعت خواهيد کرد / اين چيزها براي آيت‌الله بهجت کمترين چيز است.
به گزارش شیعه آنلاین، حجةالاسلام "آقاتهراني" نماینده مجلس شورای اسلامی که به معلم اخلاق دولت معروف است، در جدید ترین مصاحبه خود که در فارس منتشر شد، ادعاهایی در مورد دیدار مرحوم حضرت آیت الله شیخ "محمدتقی بهجت" با حضرت ولیعصر (عج) مطرح کرد که شاید شنیدن آن خالی از لطف نباشد.

مصاحبه کنند در یکی از پرسش های خود خطاب به "آقاتهرانی" می گوید: چرا چهره آيت‌الله بهجت را زياد تبليغ نمي‌کنند؟

آقاتهراني نیز در پاسخ می گویند: حتي فقه و اصول ايشان هم همين‌طور مهجور ماند. ايشان فوق‌العاده انسان وارسته‌اي بود. يکي از عادات ايشان اين بود که قبل و بعد از درس به مباحث خاصي مي‌پرداختند، مباحث اخلاقي، تربيتي و عرفاني و اگر هم کسي مي‌‌خواست به اين مباحث برسد بايد زودتر مي‌رفت. وقتي که درس تمام مي‌شد آنهايي که اهل اخلاق و عرفان بودند مي‌نشستند. در يکي از جلسات به بحثي وارد شدند. آن بزرگوار قبل از اينکه از دنيا بروند در لبنان خدمت آقا رسيدند که حضرت فرمودند شما يک هفته بيشتر در دنيا نمي‌مانيد. آيت‌الله بهجت گلايه مي‌کنند که قرار بود ما در زمان ظهور شما باشيم و آن حضرت مي‌فرمايند که در زمان ظهور شما رجعت خواهيد کرد.

معلم اخلاق دولت در پاسخ به پرسش دیگری تحت عنوان "درست است که مي‌گويند آيت‌الله بهجت چشم بصيرت داشته؟" گفت: اين چيزها براي آيت‌الله بهجت کمترين چيز است.
 

چقدر خوشبختم که در عصر آزادی زندگی می کنم

ماجرای اجازه گرفتن براي ديدن زن بي‌حجاب

به گزارش شیعه آنلاین، کتاب «نابودی عفاف، ارمغان فمینیسم» نوشته خانم "وندی شلیت" چاپ آمریکا ماجرایی را عنوان کرده که خواندن آن خالی از لطف نیست. متن این ماجرا در ادامه مطلب آمده است 

قابل توجه متولیان غافل فرهنگی کشور !

قابل توجه متولیان غافل فرهنگی کشور !
37 درصد از زنان تهرانی حدود شرعی حجاب را رعایت می کنند
ادامه نوشته

آیا وجود جن در اسلام یک واقعیت است؟

سوال از يك مرجع
آیا وجود جن در اسلام یک واقعیت است؟
جن‌گیری در اسلام چه حکمی دارد؟


به گزارش «شيعه نيوز» به نقل از برنا، آشنایی با علوم غریبه و موجوداتی به غیر از انسان که از آنها به عنوان "جن" یاد می‌شود جزئی از کنجکاوی‌های هر انسانی محسوب می‌شود که دوست دارد تا بیشتر درباره آن بداند اما متأسفانه برخی در این میان به دنبال سوء استفاده از این علوم برای مقاصد فاسد و خودخواهانه خود هستند. به همین دلیل تعداد معدودی از انسان ها هستند که ادعا می‌کنند با این موجودات در ارتباط هستند و می‌توانند آنها را برای انجام کارهای خود استفاده نمایند. اما باید دانست که این اسلام اینگونه ارتباطات و علوم را که موجب فساد در جامعه اسلامی می‌شود را رد و اجازه چنین اعمالی را به عاملان آن نمی‌دهد. در همین رابطه خبرنگار خبرگزاری برنا حکم فقهی این مسأله را از آیت الله صافی گلپایگانی پرسیده است که سؤال و پاسخ آن را در زیر می توانید ببینید.

سوال: آیا وجود جن در اسلام یک واقعیت است؟جن‌گیری در اسلام چه حکمی دارد؟ آیا فرا گرفتن علوم مربوط به اجنّه جایز است؟ واقعیات مربوط به جن چه مواردی است؟

پاسخ معظم له: بلی. جن واقعیت دارد ولی رابطه با جن جایز نیست. آنچه برای مومن لازم است یادگیری حلال و حرام دین و تکمیل معارف دینی است. والله العالم



و اما دستورالعمل اين سه ماه...


مرحوم قاضی اول شب می خوابیدند بعد نماز می خواندند و بعد می خوابیدند و باز نماز می خواندند، همینطور تا دو ساعت به اذان که دیگر نمی خوابیدند، مرحوم آخوند 3 ساعت به اذان صبح بیدار بودند، اگر نافله شب را بجا نیاورید فائده ندارد و عرفان معنی ندارد.

ادامه نوشته

بررسی الزامات باورداشت مهدویت در کانون توجه هیئت محبان المهدی

سخنان حجة الاسلام والمسلمین مهدوی پیرامون علائم ظهور و

انطباق آنها با مصداق های عینی و معاصر

در جلسه هفتگی هیئت محبان المهدی

جناب آقای حجت الاسلام والمسلمین مهدوی در جلسه هفتگی هیئت محبان المهدی در پاسخ به سوالی در رابطه با مسائلی که پیرامون علائم ظهور و انطباق آنها با مصداق های عینی و معاصر مطرح می شوند فرمودند:

در گام نخست باید احادیث و روایاتی را که در این رابطه مورد استناد قرار می گیرند را با توجه به علم رجال و حدیث شناسی مورد بررسی قرار داد و از صحت و سقم و چگونگی و کیفیت این احادیث اطمینان حاصل کرد.

اما فارغ از صحت و سقم این مسائل نکته ای که بسیار حائز اهمیت می باشد توجه به این موضوع است که ما نباید ذهنمان را درگیر این مسائل کنیم و به حاشیه برویم چراکه اطلاع از زمان ظهور در  وظایف ما بعنوان یک شیعه ی منتظر تغییری ایجاد نمی کند و اینکه ما بدانیم حضرت فردا ظهور می کنند یا یک سال دیگر نباید در عمل ما تغییری ایجاد کند و ما باید در همه حال با اعمال خود و گناه نکردن مقدمات ظهور را فراهم کنیم. البته اقدامات جریاناتی که مصرانه در جهت مصداق یابی برای علائم ظهور گام بر می دارند ممکن است خطرات و انحرافات و پیامدهایی به دنبال داشته باشد زیرا اگر این مصادیق مثلا سید یمانی بودن حسن نصرالله یا شعیب بن صالح بودن دکتر احمدی نژاد به واقع نپیوندد موجب سرخوردگی و یاس کسانی خواهد شد که به انطباق این مصادیق با علائم ظهور در روایات امید بسته اند و لذا همین حد که ما همگی اطمینان کامل داریم که حضرت دیر یا زود ظهور خواهند کرد مهم و کافی است و باید اعمال و وظایف خود را بعنوان یک شیعه منتظر در هر زمان و مکانی و فارق از مسایل حاشیه ای و جنجالی و تبلیغاتی انجام بدهیم.

فَسيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا اَيَّ مُنقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ

با مختار ابوعبید ثقفی بیشتر اشنا شویم ...

ادامه نوشته

بیانات مقام معظم رهبری در ضیافت انس با قران

بیانات مقام معظم رهبری در ضیافت انس

 با قرآن در اولین روز ماه رمضان

 

ادامه نوشته

ملاک پذيرفته شدن اعمال

ملاک پذيرش رمضاني‌ها!

دعا

در ماه مبارک رمضان همه مي‌کوشيم با خانه تکاني قلب‌هايمان به پيشواز اين ماه برويم؛ ماه خوب خدا که با آمدنش طراوتي در جانمان دميده مي‌شود و با رفتنش آه حسرتي از نهادمان کشيده مي‌شود! اما در اين ميان فقط مهم آن است که بدانيم چقدر از اين ماه بهره برده‌ايم و آيا اعمال مان قبول شده است؟!! به نظر شما ملاک صحيح براي آنکه بدانيم اعمالمان پذيرفته شده‌اند يا نه چيست؟!

ادامه نوشته

حلول ماه رمضان مبارک

شناخت میهمانی خدا

ماه رمضان

ادامه نوشته

 

آيت الله بهجت:

ظهور بسيار بسيار نزديک است


به گزارش شيعه آنلاين، گروه «مبشران ظهور» گفتگویی تلفنی با حجةالاسلام حاجتی، امام جمعه موقت اهواز انجام داده و پرسش‌هایی در مورد مرحوم حضرت آیت الله شیخ «محمدتقی بهجت» و دیدگاه ایشان درباره ظهور حضرت حجة ابن الحسن (عج) را مطرح کرده‌اند. متن کامل این گفتگوی خواندنی به شرح ذیل است:

ادامه نوشته

تعیین محل دقیق قبر مطهر حضرت زینب کبرى علیها السلام

 

قبر حضرت زینب کبری کجاست؟

 

یکى از موضوعات مورد پرسش تعیین محل دقیق قبر مطهر حضرت زینب کبرى علیها السلام است. این سؤال به خاطر انتساب مکان‏هاى مختلفى به آن بانوى بزرگوار در کشورهاى مختلف است.

از قدیم الایام سه مکان به عنوان قبر مطهر این بانوى بزرگوار مطرح است و هرکدام نیز طرفدارانى دارد.

1- قبرى که در شهرک زینبیه امروز در نزدیکى دمشق، پایتخت فعلى کشور سوریه وجود دارد. علماى قدیم از این مکان (شهرک زینبیه) به «غوطه‏» یا «راویه‏» تعبیر آورده‏اند. زائران ایرانى که جهت زیارت به سوریه مى‏روند، این مکان را زیارت مى‏کنند.

2-  محلى که در شهر قاهره پایتخت مصر به نام «زینبیه‏» مشهور است.

3- شهر مدینه نیز به عنوان محل دفن حضرت زینب علیها السلام معرفى شده است، گرچه در مدینة النبى محلى به این نام مثل دمشق و قاهره وجود ندارد.

 

ادامه نوشته

پیام آور کربلا ...

الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین علی ابن ابی طالب(ع)

 

کسب مدرک معتبر از قبرستان

با این كه مدركى نداشت تا حرفش را ثابت كند، اما تصمیم خود را گرفته بود. مصمّم به نزد عمر رفت و گفت: زمانى كه پدرم در مدینه فوت كرد، من كودك بودم و به همین جهت از حقّ خود دور افتاده‏ام. اكنون آمده‏ام تا میراث پدرم را به من بدهید.

عمر نگاهى به صورت لاغر و كشیده جوان انداخت و گفت: اسمت چیست؟ چقدر جسور و نترس هستى؟ آیا مدركى هم دارى كه حرفت را ثابت كنى؟

لبخندى روى لبهاى جوان نشست و گفت: اسمم عباس است ولى هیچ مدركى ندارم.

ابروهاى عمر به هم گره خورد. از جایش بلند شد و گفت: یعنى بدون مدرك طلب حق مى‏كنى؟

ادامه نوشته

اما دخترم فاطمه ... (5)

مصائب فاطمه از زبان پيامبر

همانگونه كه شنيدن فضائل فاطمه عليهاالسلام از لسان پيامبر صلى الله عليه و آله لذت ديگرى دارد، بيان مصائب فاطمه عليهاالسلام از لسان آنحضرت نيز سوزش بيشترى به همراه خواهد داشت. بخصوص آنگاه كه پدرى از مصيبت دخترش در حضور او خبر دهد و او را در انتظار اين همه مصيبت بگذارد.  پيامبر صلى الله عليه و آله به فاطمه عليهاالسلام فرمود: بعد از من همسرت گرفتاريها و مصائبى مى بيند. آنگاه آنچه اميرالمؤمنين عليه السلام بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله خواهد ديد به فاطمه عليهاالسلام خبر داد.

ادامه نوشته

اما دخترم فاطمه ... (4)

حرمت و کرامات فاطمه

و قتى وفات پيامبر صلى الله عليه و آله فرا رسيد انصار را خواست و فرمود: اى گروه انصار، وقت جدايى رسيده، آگاه باشيد و كسانى كه حاضرند بشنوند: بدانيد كه در خانه ى فاطمه عليهاالسلام در خانه ى من، و خانه ى فاطمه عليهاالسلام خانه ى من است. كسى كه هتك حرمت خانه ى فاطمه عليهاالسلام نمايد حجاب خدا را هتك كرده است.

امام كاظم عليه السلام هنگام ذكر اين مطلب گريه ى طولانى كرد و بقيه ى كلامش را قطع نمود و گفت:

ادامه نوشته

اما دخترم فاطمه ... (3)

مناقب فاطمه در اين عالم از زبان پيامبر

اميرالمؤمنين عليه السلام به مردى از بنى سعد گفت: آيا حديثى درباره ى خود و فاطمه برايت بگويم؟

او محبوب ترين شخص خانواده نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بود. آنقدر با مشك آب آورده بود كه بند مشك در سينه اش اثر گذاشته بود، و آنقدر با آسياب دستى آرد كرده بود كه دستهايش آبله دار شده بود، و آنقدر خانه را جارو كرده بود كه لباسهايش غبارآلود شده بود و به قدرى آتش زير ديگ روشن كرده بود كه لباسهايش تغيير كرده بود، و در اثر اينها آثار بسيار سختى بر او وارد شده بود.

من به او گفتم: اگر خدمت پدرت بروى و خدمتكارى از او درخواست كنى از زحمت و فشارى كه در اين كارها مى كشى تو را راحت و كفايت مى كند.

 

ادامه نوشته

اما دخترم فاطمه ... (2)

 

مناقب فاطمه در اين عالم از زبان پيامبر

در دنيا فضائل و مناقب بسيارى از ساحت مقدس حضرت صديقه ى طاهره عليهاالسلام به ظهور رسيده كه اكثر آنها در حيات پيامبر صلى الله عليه و آله بوقوع پيوسته است. اينك از لسان مبارك آنحضرت آنچه در حضورش واقع شده مى شنويم.

شميم بهشتى

عايشه مى گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله را مى ديدم كه فاطمه عليهاالسلام را مى بوسيد. عرض كردم: يا رسول الله: ديدم كارى انجام مى دادى كه قبلا انجام نمى دادى؟

ادامه نوشته

اما دخترم فاطمه ... (1)

 

مناقب فاطمه(س) قبل از اين عالم از زبان پيامبر

مناقب سيدةالنساء از لسان سيد الأنبياء گلاب از گل است، و فضائل دختر از پدر شنيدن «من فى البيت ادرى بما فى البيت» است. فاطمه عليهاالسلام را كسى بهتر از همه معرفى مى كند كه او در دامانش نشو و نما يافته و متخلّق به اخلاق اوست و همانگونه كه او مى خواسته بوده، تا جائى كه درباره اش «ام ابيها» و «فداها ابوها» فرموده است.

هزار و چهار صد و سى سال است كه مديحه سرائى و بيان جلالت فاطمه عليهاالسلام انسيه حوراء زهراى ملكوتى از ناحيه ى خداوند متعال و فرشتگان آغاز گرديده، و نه از همان روز كه هزاران سال قبل از خلقت و ولادت جسمانى اش ذكر فضائل او زبانزد اهل آسمانهاست.

ادامه نوشته

 

متن وصیتنامه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

 

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

بسم الله الرحمن الرحیم

هذا ما اوصت به فاطمة(سلام الله علیها) بنت رسول الله(صلی الله علیه و آله)

اوصت و هی تشهد أن لا إله إلا الله و أن محمد(صلی الله علیه و آله) عبده و رسوله

و ان الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور

یا علی! انا فاطمة(سلام الله علیها) بنت محمد(صلی الله علیه و آله)

زوجنی الله منک لاکون لک فی الدنیا و الآخرة

انت أولی بی من غیری حنطنی غسلنی کفنی بالیل و صل علی و ادفنی بالیل

و لا تعلم احدا

و استودعک الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامة

 

به نام خداوند بخشنده مهربان

این وصیت نامه فاطمه(سلام الله علیها) دختر رسول(صلی الله علیه و آله) خداست،

در حالی که وصیت می کند که شهادت می دهم،

خدایی جز خدای یگانه نیست و محمد(صلی الله علیه و آله) بنده و پیامبر اوست

و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قیامت فرا خواهد رسید، شکی در آن نیست

و خداوند مردگان را زنده وارد محشر می کند.

ای علی! من فاطمه(سلام الله علیها) دختر محمد(صلی الله علیه و آله)  هستم،

خدا مرا به ازدواج تو درآورد، تا در دنیا و آخرت برای تو باشم.

تو از دیگران بر من سزاوارتری،

حنوط و غسل و کفن کردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن کن

و هیچ کسی را اطلاع نده!

تو را به خدا می سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود می فرستم.

 


ماخذ: دلائل الامامة، ص۴۲؛ وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۳۱۱؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۱۴

ویژه نامه فاطمیه -6

 

نشانی یک قبر بی نشان

 

در لحظاتی که پیکر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دفن می شد، عملا نیز توصیه او درباره ولایت علی (علیه السلام) ـ که مسیر حرکت سیاسی جامعه اسلامی را تبیین می کرد ـ دفن می شد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با ظرافتی که تنها از او باید انتظار داشت، علی (علیه السلام) را "ولی مؤمنان" معرفی کرد، نه "ولی مسلمین" و این واقعیت را تصریح کرد که کسانی که تسلیم شرایط سیاسی شده و اسلام آورده اند و اینک مسلمان نامیده می شوند، ولایت او را نخواهند پذیرفت. ولی از کسانی که به پیامبری پیامبر ایمان آورده و ولایت پیامبر را پذیرفته اند، انتظار می رود که پذیرای ولایت علی (علیه السلام) باشند.

ادامه نوشته

ویژه نامه فاطمیه -5

 قبر دختر پیغمبر کجاست؟

«و لاى الامور تدفن لیلا بضعة المصطفى و یعفى ثراها»

متاسفانه مزار جاى دختر پیغمبر نیز روشن نیست. از آنچه درباره مرگ او نوشته شد، و كوششى كه در پنهان داشتن این خبر بكار برده‏اند، معلومست كه خانواده پیغمبر در این باره خالى از نگرانى نبوده‏اند. این نگرانى براى چه بوده است؟ درست نمى‏دانم. یك قسمت آن ممكن است‏ بخاطر اجراى وصیت زهرا (ع) باشد. نخواسته است كسانى را كه از آنان ناخشنود بود، در تشییع جنازه، نماز و مراسم دفن او حاضر شوند. اما آثار قبر را چرا از میان برده‏اند؟ و یا چرا پس از بخاك سپردن او صورت هفت قبر، یا چهل قبر در گورستان بقیع و یا در خانه او ساخته‏اند؟ چرا این همه اصرار در پنهان داشتن مزار او بكار رفته است؟

ادامه نوشته

ویژه نامه فاطمیه -4

 

چرا بلال اذانش را تمام نكرد؟

 

مدتها مدینه را ندیده بود. زندگى در غربتِ آن شهر، آزارش مى‏داد. شب‏ها تا دیروقت به فكر فرو مى‏رفت. از جاى جاى آن شهر، تصویرى به ذهنش مى‏آمد. از مسجد و خانه رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم، از خانه محقّر على و فاطمه‏علیهما السلام، از كوچه باصفا و دوست داشتنى بنى‏هاشم و... اما آن شب، قبل از آن كه بخوابد، خاطره‏هاى گذشته بیش از قبل افكارش را درنوردید. ذهنش به صحنه تاخت و تاز اندیشه‏هاى پرفراز و نشیبى تبدیل شده بود. متحیر مانده بود. نمى‏دانست با آن همه تحولات روحى و فكرى چگونه سحر كند؟ ساعتها گذشته بود و او همچنان مى‏اندیشید. مرغ خوابش بال گشوده، رفته بود. در نیمه‏هاى شب، بعد از ساعتها تفكر و سیر روحى، كم‏كم پلك‏هاى خسته‏اش به هم رسیدند. خواب، ساعتى بین او و افكارش جدایى انداخت. دیگر آرام شده بود. موج افكار به ساحل ذهنش نمى‏زد. در آن حال، ناگهان چشمش به شخصى افتاد كه چهره نورانى‏اش دل او را برد. شخص پرنور و باصفایى بود. شباهتى به رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم داشت. بیشتر كه دقت كرد، شناخت. خودش بود. تا شناخت، از خوشحالى خودش را گم كرد. مدتها بود كه او را ندیده بود. در این مدت، اتفاقات زیادى رخ داده بود. مى‏خواست همه آن حوادث تلخ و شیرین را به او بگوید. به خودش آمد. حضرت به نزدیكش رسیده بود. نگاهش كرد. گل تبسم، روى لبهاى مباركش روییده بود. فرمود:

ادامه نوشته

ویژه نامه فاطمیه -3

 

پایان حیات شمع ...

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

پایان حیات شمع پیداست؛ و به گونه اى دیگر مى تابد؛ و شاید نیز فروزانتر! و آن روز ، نیز، فاطمه، شمع وجودش ، در پیش چشمان مولاش على، چنین مى نمود! و خود نیز بدادش خبر كه:

على جان!

بدرود خواهمت گفت، اى جان من، و نیز جهان را ، همین امروز! و ه! چه بى تاب شد على! و گویى كه همه چیزش به سنگ مى خورد!

آه! فداى چشم هاش، كه اشك هاش ، چه با حیرت و شگفت فرومى چكیدند!

آرى ، على ، خوانده نبود ، اینجاى داستان را!

چه بایدش مى كرد؟! و یا كه مى توانست نمودن؟! و ایم! چه غریبانه گفت، همه را، كه دمى چند تنهایشان گذارند، تا كه بنشینند، و نیز بشنوند ، شنیدن هاى واپسین را! و همه نیز چنین بنمودند، و آن دم ، سقف بظاهر كوچك خانه فاطمه ، فاطمه را، و على را، در زیر چتر خویش میزبان بود!

به ناگاه فاطمه اش گفت:

ادامه نوشته

ویژه نامه فاطمیه -2

گریه روشنگرانه حضرت زهرا (س)

شکل دیگر مبارزه ی حضرت زهرا (سلام الله علیها) با غاصبان ، عزاداری ایشان بر پدر بزرگوارشان است. گریه های ایشان بر پدر صرفا به جنبه های عاطفی باز نمی گردد. به همان اندازه که حضرت زهرا (سلام الله علیها) نسبت عاطفی با پیامبر داشتند، امیر مومنان هم نسبت به پیامبر عاطفه داشتند. بنابراین گریه های فاطمه(سلام الله علیها)  هدفمند بوده است. چرا که ایشان نخست سراغ فدک می روند و بعد به نوحه و شیون بر پیامبر می پردازند. حضرت بر قبر پیامبر رفتند و گریه و شیون آغاز کردند در بطن این کار اعتراض به وضعیت موجود نهفته است و اظهار تظلم به رسول الله (صلی الله علیه و آله)  در آن موج می زند.
ادامه نوشته

ویژه نامه فاطمیه -1

منتظریم، تاریخ جواب دهد!

زیارت فاطمه زهرا ( سلام اللّه علیها ) را هم در مسجد رسول خدا (صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله) مى خوانیم و هم در قبرستان بقیع، چون قبر فاطمه زهرا ( علیهاالسّلام ) مفقود الأثر است، گویا خداوند براى تسلیت كسانى كه عزیزان خود را در جبهه ها از دست مى‏دهند و حتى از جناره فرزندشان خبرى ندارند، چنین مقرر داشته كه از قبر دختر پیامبر اكرم (صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله) نیز خبرى نباشد، «اِنَّا لِلّهِ وَ اِنَّا اِلَیهِ راجِعُونَ».البته مفقود الأثر واقعى، ستمكاران و ریاكاران تاریخ هستند كه در قیامت، اثرى از تلاشها و عمل خود را مشاهده نمى‏نمایند و ناله ها سر مى‏دهند كه اى واى «ما اَغْنى عَنّى مالِیَه»، مال و ثروتم هیچ سودى نداشت.

 

ادامه نوشته

تمام دلها براي حسين مي سوزد و دل حسين براي زينب ... !

 

زینب، ماهی در کنار پنج خورشید تابان

 


دکتر عایشه بنت‌الشاطی نویسنده‌ی مشهور مصری و صاحب کتاب (بانوی کربلا) درباره حضرت زینب می گوید : " زینب تنها بانویی است که عالی‌ترین نمونه شهامت و دلیری، دانش و بینش، کفایت و خردمندی، قدرت روحی و تشخیص موقعیت بود و هر وظیفه‌ای از وظایف گوناگون اجتماعی را که به عهده گرفت به خوبی انجام داد. " این نویسنده‌ی مشهور مصری می گوید : " تجربه‌ی حوادث و تحولات جهانی، زینب را آن‌ طور که شایسته بود پرورش داد و او را نمونه‌ای از عالی‌ترین مراتب انسانیت قرار داد. " وی در ادامه می افزاید : " من زینبی می‌گویم و شما زینبی می‌شنوید - نه من به حقیقت کمالات و فضایل او رسیده ام، و نه شما می‌توانید به این حقیقت عالی برسید- من از دور ایستاده و آفتاب و درخشان فضایل او را می‌نگرم و هنگام مطالعه‌ی زندگی پرحادثه او، پس فوق العادگی از خود نشان داده، در برابر پیشگاه با عظمت او سر فرود می‌آورم. زینب ماهی است که از پنج خورشید تابان کسب نور کرده و از هر کدام به طور شایسته‌ای بهره گرفته و آنگاه جهانی را روشنائی بخشیده است. "


ادامه نوشته

یا مقلب القلوب ...

ده هزارمین روز اسارت

 

برای آزادی این عزیزان باید ظرفی از دعا پر شود

حضرت ایت الله بهجت

به یاد چهار دیپلمات ربوده شده ،آقایان سید محسن موسوی كاردار سفارت جمهوری اسلامی ایران در لبنان، احمد متوسلیان وابسته نظامی سفارت، تقی رستگار مقدم كارمند سفارت و كاظم اخوان خبرنگار دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران كه چهاردهم تیرماه 1361 در پست ایست بازرسی«برباره» شمال بیروت، توسط نیروهای شبه نظامی فالانژ وابسته به رژیم صهیونیستی ربوده شدند و تا كنون خبر موثقی از سرنوشت ایشان در دست نیست . در اغاز سال نوبرای ازادی این عزیزان دعا کنیم ...

حاج احمد متوسلیان                    سید محسن موسوی                   کاظم اخوان                   تقی رستگار مقدم

اگر حال داشتید به حرم بروید!

توصیه هایی از آیت الله العظمی بهجت

 

در باب زیارت امام رضا علیه السلام

 

ادامه نوشته

چکار کنیم فرشته‌ها تَرکمان بشینن ...

 

اندر آداب سفر و مسافرت

این روزها، همه دست به کار هستید که به مسافرتی بروید. بنابر این خواستیم همراه تبریک عید و آروزی سعادت و سلامت برای تمام شما محبانی‌های گل، چند نکته‌ی ارزنده برایتان درباره سفر و مسافرت بنویسیم که انشا الله سفر خوبی داشته باشید و حسابی خوش بگذرانید.

منبع : کتاب « مکارم الاخلاق » علامه طبرسی 

ادامه نوشته

دزدی که به اسلام خدمت کرد!

دزدی که به اسلام خدمت کرد!

علامه طبرسی

راوی تفسیر، از قبر بیرون آمد

چشم هایش را که باز کرد همه جا تاریک تاریک بود. چیزی به سینه اش فشار می آورد. نوری نبود. دست هایش را به سختی تکان داد. همه جا سرد بود. بوی خاک می آمد و نم. هنوز سرش گیج بود و قلبش می سوخت.

ادامه نوشته

آیا عذاب و فشار قبر بر جسم است یا روح؟

عذاب قبر جسمانی است...!

 

در قرآن می خوانیم:

وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یأْتِی أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَیقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِی إِلَى أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِینَ(المنافقون/10)

از آنچه به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت کمی به تأخیر نینداختی تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!»

ادامه نوشته

حاجی! معرفتت کو؟

حاجی!

 معرفتت کو؟مکه

 

 

 

ادامه نوشته

تنظیم ماشین زندگی با حلال

رزق حلالتنظیم ماشین زندگی با حلال

یكی از ویژگی هایی كه امیرالمؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ برای پارسایان بیان می كنند، تلاش برای روزی حلال است(...وَ طَلَباً فی حَلالٍ)1. بدیهی است اولین و مهم ترین گام در جهت زدودن «فقر و نیازمندی» و وابستگی فردی و اجتماعی به دیگران، این است كه انسان سهم خود و خانواده، نزدیكان، همسایگان و نیز جامعه خود را از سفره گسترده طبیعت فراموش نكند.

ادامه نوشته

ولادت پيامبر اعظم و صادق آل محمد

    نسل نو و امام صادق عليه السلام

جوان

 (مخصوص جوانان) 

 

 

ادامه نوشته

دست به دامن چه کسی شویم؟

پیامبر اکرمدست به دامن چه کسی شویم؟

دوست پیامبر کیست؟

امّ سلمه همسر رسول خدا(صلوات الله علیه) حكایت می‌كند:

در آن روزهایى كه پیامبر، در بستر بیماری و آن ناراحتى كه سبب فوت و شهادت حضرت شد، بود؛ به بعضى از اطرافیان خود فرمود:

دوست مرا بگویید بیاید. عایشه شخصى را به دنبال پدرش ابوبكر فرستاد و چون او وارد شد حضرت رسول اکرم صورت خود را از او برگرداند و اظهار داشت: دوست مرا بگویید بیاید.

ادامه نوشته

ولادت پيامبر اعظم و صادق آل محمد

هفته وحدت

فضايل اخلاقي امام عسکري عليه السلام

فضايل اخلاقي امام عسکري عليه السلام

ادامه نوشته

یا زهرا



بر حاشيه برگ شقايق بنويسيد گل تاب فشار در و ديوار ندارد
هفتم ربيع الاول سالروز حمله به خانه وحي تسليت باد.


مسلمانان قبل از اسلام

مسلمانان قبل از اسلام

بت

سرزمين حجاز که پايه گذار آن، بزرگ پيامبران، ابراهيم بود، رفته رفته سياه و سياه تر شد. ديري نپاييد که ظلمت و تاريکي جهل و گمراهي در جاي جاي آن سايه افکند، قبيله يمني تبار "جرهم" که نياي مادري قريشيان و ساير قبايل حجاز بود، در منجلاب جهل و خودکامگي و گمراهي، غرق شده بودند، دختران را، زنده زنده، به گور مي فرستادند و بر سر و روي معصوم آنان خروارها خاک مي ريختند! واقعاً که مانند قساوت آنان نه جماعتي آمده و نه جماعتي خواهد آمد.

ادامه نوشته

غنا چیست؟

غنا چیست؟

غنا چيست؟

در اين مقاله، به بررسى اجمالى «اباحه غنا از ديدگاه محقق‏» مى‏پردازيم. ابتدا به مفهوم لغوى غنا اشاره‏اى كوتاه مى‏كنيم و اختلاف نظر لغويان را در اين زمينه مى‏نمايانيم. سپس به ويژگى غنا و افراد شايع آن در زمان صدور روايات توجه مى‏كنيم تا بدين‏وسيله به فضاى صدور روايات و فهم مقصود واقعى آن نزديك شويم. يادآورى اجمالى فتاواى فقهاى معروف و فتاواى گوناگون آنان، بخش بعدى اين مقاله را تشكيل خواهد داد، و در خاتمه بحثى اخلاقى پيرامون غنا خواهيم داشت.

ادامه نوشته