جامعه شناسي هيئت هاي مذهبي
پس از اين عصر نسبتاً كوتاه، و مصادف با حاكميت مغولان و تيموريان، باز دسته جات مذكور، به كنج عزلت مي كوچند؛ اما ديري نمي پايد كه با ظهور بزرگ ترين و مقتدرترين دولت شيعي، «صفويه»، علي الخصوص دوران سلطنت «شاه عباس اول»، براي هميشه ديگر از نهان خانه برون آمده و توسعه روزافزون مي يابند.
نقطه عطف ديگر، عصر «قاجار» و به خصوص عهد ناصري است كه دسته هاي مذكور، با آميختگي و هم راهي هنر تازه تأسيس «تعزيه» رواج چشم گيري مي يابند.
پس از اين دوره هم، هيئت مذهبي به عنوان يك خرده نظام قوي در دستگاه تبليغ مذهبي، دوشادوش خرده نظام «روحانيت ]و حوزه[» گسترش يافته و بر قدرت خود افزودند. هرچند با اعمال سياست هاي نوسازي پهلوي اول، و برنامه هاي دين ستيزانه پهلوي دوم، اندكي از اين قدرت كاسته شد؛ اما پيروزي انقلاب اسلامي، به مثابه خون تازه اي در كالبد اين گروه ها بود، و تاريخ حيات آنان را وارد مرحله تازه اي كرد. مرحله اي كه در آن، تحولات گسترده اي را، هم در قالب و هم درون مايه، پذيرا شدند و از آن شكل نسبتاً يك سان و مشابه پيشين، به سمت اشكال متعدد، با هويت ها، و تعاريف و كاركردهاي مجزا پيش رفتند. ظهور «هيئات انقلابي»، مظهر اين تحولات است.
جنگ تحميلي هشت ساله، و دوران پس از آن- كه به «سازندگي» موسوم شد- هم هركدام به فراخور مقتضيات و خصايص خود، اثرات قابل توجهي را بر اين روند، به جا گذاشتند. در سال هاي اخير هم به تبع تغييرات فضاي فرهنگي- مذهبي كشور، با گونه هاي جديد و كاملاً متمايزي از هيئات روبرو هستيم، كه «هنجارشكني» و «ساختارشكني» از ويژگي هاي اصلي آن ها محسوب مي شود و امروز، رشد قارچ گونه اي را تجربه مي كنند.
اهميت و ضرورت
بررسي روند تطور هيئات مذهبي در بستر تاريخ و از منظر جامعه شناختي، في نفسه شايد موضوعي باشد در كنار هزاران موضوع ديگري كه به مسايل فرهنگي- اجتماعي جامعه ايران امروز مربوط مي شوند. منتهي آن چه كه اين موضوع را از صرف قالب كليشه اي مذكور خارج مي سازد و به آن جنبه كاربردي و ضروري مي بخشد،- تا جايي كه حتي بشود آن را در زمره مسايل درجه اول مطرح در آسيب شناسي اجتماعي جامعه امروز گنجاند- رشد امروزين بي سابقه و كاملاً مغاير با روند رشد طبيعي اين گروه هاست.
اين پديده نوظهور، خصوصاً وقتي رنگ «غيرطبيعي» مي گيرد، كه دريابيم اين نرخ مثبت رشد، در اكثر موارد، شامل حال همان گونه هاي جديدي است كه «هنجارشكني» و «ساختارشكني» را از خصوصيات متمايز آن ها ذكر كرديم.
اين مسأله، عكس العمل هاي متفاوت جامعه مذهبي و علي الخصوص خرده نظام «روحانيت» (: مرجعيت هنجاري ديني) را درپي داشته است. تا آن جا كه بعضاً از آن به يك «زنگ خطر» و «انحراف بدعت آميز» تعبير كرده و در مواردي به معارضه و مقابله با آن برخاسته اند.
گونه هاي هيئت هاي مذهبي در ايران امروز
با وجود سابقه چندين ساله مجالس اهل بيت و دسته جات سوگواري، استفاده از واژه «هيئت» براي ناميدن اين مجالس، امر چندان باقدمتي نيست و سابقه اي حداكثر هفتاد هشتاد ساله دارد. از طريق بررسي تاريخي و طيف سازي عناصر مختلف يك هيئت نمونه (تيپ ايده آل)، با در نظر گرفتن تفاوت كاركردها و سازمان هيئت هاي فعال در جامعه امروز، مي توان آن ها را به سه دسته اصلي تقسيم كرد:
هيئت هاي سنتي، هيئت هاي انقلابي - كه به دو دسته «انقلابي دوران جنگ» و «انقلابي دوران صلح» تقسيم مي شوند - و هيئت هاي پاپ.
هيئت هاي سنتي
مي توان گفت كه هيئت هاي عصر قاجار، سرمنشأ هيئت هاي سنتي بوده اند. در هيئت هاي سنتي، وجود عوامل پايدار و ثبات بخشي نظير: سازمان دهي شديد، وجود تقسيم كار مشخص، حاكميت آداب و قوانين مشخص و نيز سلسله مراتب دروني، شرايطي را فراهم ساخته اند، كه در مجموع، درصد پايداري و ماندگاري سازمان هيئت را بالا برده است.
در هيئت هاي سنتي، مخاطب، گزينش نمي شود. هيئت، متعلق به همه افراد از همه اقشار است و لذا هيچ محدوديتي براي ورود به هيئت نيست.
مي توان گفت عمده هيئت هاي سنتي پس از پيروزي انقلاب تا امروز، غيرسياسي اند، و در مرز مشخصي از هيئتهاي انقلابي قرار دارند.
در مداحي سنتي، فرايند آموزش نقش محوري و چشم گيري دارد؛ آموزشي كه تعليمي، حضوري، فردي، مبتني بر يك سلسله آداب و قوانين مشخص و نسبتاً ثابت و زمانمند است و در آن استاد از مقامي شامخ برخوردار بوده و وجهه مرجعيت هنجاري و الگويي براي شاگرد دارد.
در هيئتهاي سنتي، متناسب با سلايق و ذايقه هاي مخاطبان (:جامعه و شيوه زندگي سنتي)، در اشعار و متون، قالبهاي كلاسيك شعري رواج دارند: غزل، قصيده، مثنوي، و ]حداكثر در نمونه هاي متأخر[ تصنيف.
هيئت هاي انقلابي دوران جنگ
جريان انقلاب اسلامي، به عنوان جرياني كه خاستگاه مذهبي و شيعي داشت، در مسير خود، هيئت هاي مذهبي (به عنوان يك گروه مؤثر و قوي و فراگير درون مذهبي) را هم متأثر ساخته و مجدداً بدان كاركرد مبارزاتي-سياسي بخشيد.
«رونق بخشيدن به فضاي جنگ»، «حفظ، تقويت و جهت دهي روحيه رزمندگان»، «تبليغات به نفع جريان جنگ»، «سالم سازي و جهت دهي مثبت مناسبات اجتماعي» و «حفظ و تقويت ارزش هاي انقلاب اسلامي در جامعه» را مي توان به عنوان كاركردهاي هيئت هاي انقلابي دوران جنگ ذكر كرد.
در هيئت هاي انقلابي اين دوره، به دلايلي از جمله: استمرار جنگ و نياز روزمره به مجالس ديني، هيئت ها روز به روز به سمت ساده تر شدن پيش رفتند. اين مسئله سبب شد كه سازمان كوچك و ساده اين هيئت ها، ثبات چنداني هم نداشته باشد. كم ثباتي اين هيئت ها را هم چنين مي توان به متغير و دفعتي بودن زمان هاي برگزاري آن ها هم مرتبط دانست.
هيئت هاي انقلابي، مانند هيئت هاي سنتي، بستر حضور جامع و فراگير همه افراد از همه اقشار و سليقه ها نبود؛ و پسوند نانوشته «انقلابي» خود متضمن نوعي گزينش مخاطب بود. در هيئت هاي انقلابي دوران جنگ، عموماً حضور مردان پررنگ تر از زنان است.
آنچه كه انقلاب اسلامي و رهبران فكري آن دنبال مي كردند، ارايه الگويي حتي الامكان كامل و جامع از دين (همه دين) بود. الگويي كه دنيا و آخرت، فرد و جامعه، زن و مرد، فقير و غني و... هر كدام در آن جايگاه مشخص و معيني به خود اختصاص داده باشند. گرايش ديني غالب در هيئت هاي انقلابي دوران جنگ را مي توان با اين شاخصه ها شناخت: ايدئولوژيك، سياسي و مبارزاتي، جهان گرا، عدالتخواه و فعال.
با پيروزي انقلاب اسلامي، عرصه «هنر مداحي» هم مانند بسياري عرصه هاي ديگر اجتماع، دچار تحولاتي و تغييراتي شد. دامنه اين تغييرات آنقدر بود كه مي توان مقوله اي مستقل و متمايز از نمونه هاي مشابه تحت عنوان «مداحي انقلابي» تعريف كرد. شكستن قالبهاي حرفه اي پيشين، مهم ترين شاخصه مداحي انقلابي دوران جنگ است.
به تناسب فضاي جنگ كه نيازمند حماسه و شور و هيجان است، اكثريت قريب به اتفاق اشعار و نوحه هاي هيئت هاي انقلابي اين دوران، داراي خصلت هاي حماسي و شورانگيزي هستند. درون مايه ادبيات هيئت هاي انقلابي دوران جنگ موارد زير را شامل مي شود: تأكيد بر الگوي تطابق دفاع مقدس با واقعه هاي عاشورا و ورود مفاهيم و اصطلاحات روزمره و غيرتاريخي.
هيئت هاي انقلابي دوران صلح
با پذيرش قطعنامه ي 598 سازمان ملل در شهريور ماه سال 1367 و اعلام پايان جنگ هشت ساله، جامعه عملاً با يك شوك مواجه شد. روزمرگي و فضاي نسبتاً رخوت آميز شهرها، به تدريج از شور و هيجان فضاي تبليغاتي كشور مي كاست. به تبع اين جريان، طبيعي بود كه هيئت هاي انقلابي هم متحول شوند و از رونق سابق آن ها كاسته شود. در برخورد با فضاي جديد، نيروهاي انقلابي، به خصوص رزمندگان برگشته از فضاي جبهه ها به شهر، مانند ديگر اقشار جامعه عمل نكردند و به دلايل مختلف، دچار دسته بندي هايي شدند: عده اي با شرايط جديد جامعه فعالانه برخورد كردند؛ و در مقابل، گروهي كه برخوردي منفعلانه داشتند . به تبع، هيئت هاي انقلابي هم متناسب شرايط جديد، به دو نوع با دو كاركرد مختلف گروه تقسيم مي شوند و اين همان چيزي است كه از آن به «هيئت هاي انقلابي دوران صلح» تعبير مي كنيم.
«حفظ ياد و خاطره ارزش هاي دفاع مقدس و شهدا»، «كاركرد حفاظتي»، «انتقال ارزشي به نسل سوم انقلاب»، «نقد فضاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي كشور» و «شكل گيري گروه هاي راديكال فعال مذهبي و انقلابي» كاركردهاي هيئت هاي انقلابي دوران صلح به شمار مي آيند.
سازمان ساده و بي پيرايه ي پيشين هياتهاي انقلابي، در اين دوره به سمت نوعي مركب و پيچيده شدن تحميلي- به تبع شرايط و مقتضيات روز- پيش مي رود.
گزينش مخاطب در هيات هاي انقلابي دوران صلح هم، هر چند كم رنگ و كم تر مشهود، وجود دارد. محتواي اين هيات ها، به گونه اي طراحي و تنظيم شده است كه د رتناسب با ذايقه و نيازهاي توده ي متدينين انقلابي باشد؛ و البته به طور طبيعي وزن و اصالت بيش تري براي مخاطب جوان و نوجوان در نظر گرفته شده است. مي توان گفت هيات هاي انقلابي دوران صلح، بيش تر هيات هايي متعلق به طبقه ي متوسط جامعه اند و در تناسب نزديك تر با ذايقه ها و دغدغه ها و نيازهاي اين طبقه طراحي شده اند.
در هياتهاي انقلابي دوران صلح، متاثر از عوامل مختلف فرهنگي و اجتماعي، عموما با رواج يك گرايش ديني خاص و متمايز با گرايش ديني ديگر گونه هاي هيات هاي مذهبي مواجه هستيم كه مي توان از آن به «اسلام نوگرا» تعبير كرد؛ يعني اسلامي «انعطاف پذير»، «فعال»، «آميخته با سياست»، «نوگرا»، «وطن گرا» و «اخلاق گرا».
مداحي انقلابي، در دوران صلح، در تناسب با تغييرات و تحولات جامعه پس از پذيرش قطعنامه، آشكارا تفاوت هايي با نمونه دوران جنگ خود دارد. از شاخصه هاي مداحي انقلابي دوران صلح مي توان «تقليد در آهنگ» و «جايگزيني سن به جاي منبر» را ذكر كرد.
«بهره گيري از واژه هاي ادبيات عرفاني وعاشقانه» زبان شعري رايج در ادبيات هيات هاي انقلابي دوران صلح است. صرف نظر از مفاهيم دروني مشترك بين همه ي گونه هاي هيات هاي مذهبي، در هيات هاي انقلابي اين دوران، به چند درون مايه ي منحصر به فرد و شاخص برمي خوريم؛ از جمله: نوستالژي دوران دفاع مقدس، گلايه از اوضاع زمانه و كمرنگ شدن ارزش ها، رگه هايي از غلو، تعبير محبت اهل بيت به عشق و انتظار.
هیئت های پاپ یا عامه پسند :
اولین شاخصه در سازمان هیأت های عامه پسند سازماندهی، انسجام و پایایی کم است بر خلاف هیأت های سنتی که بسیار پر تکلف بوده و از سازمان پیچیده و تقسیم کار مشخصی بین اعضاء برخورداراند. در هیآت های عامه پسند از تقسیم کار پیچیده و سلسله مراتب خبری نیست و این سازمان بسیار منعطف است که با نحوه عمل اعضاء و مرور زمان درهم ادغام می شوند یا تکثر می یابند. شاخصه دوم هیأت های مذهبی عامه پسند هنجار شکنی مکانی است. هیأت های سنتی بنا بر باور دینی در مکان هایی خاص مثل زینبیه، حسینیه، مسجد، تکیه، بیوت علما و مراجع و یا خواص یک طبقه که دارای حرمت یا تقدس بودند تشکیل می شدند ولی هیأت های پاپ در مکان ها یی که کاربرد عمومی دارند مثل پاساژها و... و یا زیرزمین ها، خانه های شخصی و کلا مکان هایی که علاوه بر این کاربرد دیگری نیز دارند برپا می شوند. شاخصه سوم هیأت های مذهبی عامه پسند هنجار شکنی زمانی است. در هیأت های سنتی به لحاظ تکلف زیاد و پر هزینه بودن ( مادی و معنوی) نیازی به برگزاری مکرر احساس نمی شد و زمان برگزاری این مراسم مشخص و خاص بود. به عنوان مثال دهه اول محرم با تاکید بر عاشورا و تاسوعا، دهه فاطمیه، جشن های نیمه شعبان و در کل کمتر از 10-12 روز در سال این هیأت ها برپا می شدند. در هیأت های عامه پسند با هنجار زمانی خاصی روبرو نیستیم و عموما این هیأت ها در طول سال استمرار دارند. علاوه بر این با دو پدیده نو دهه سازی و تعریف مناسبات جدید در این هیأت ها مواجه هستیم. این هیأت ها برای اینکه در تمام طول سال جریان داشته باشند به ایام معمول روزهای جدیدی را افزوده اند مثل دهه باقریه، دهه عسگریه و ... و یا مناسبات جدیدی را که در گذشته اصلا وجود نداشته تعریف کرده اند مثل ایام تاج گذاری و ولایت عهدی امام زمان (عج) و... .
مخاطب هیأت های عامه پسند: مخاطب به دو دسته درونی و بیرونی تقسیم می شود. مخاطبین درونی، اعضای هیأت های سنتی و پاپ هستند . بعد از ظهور کالاهای فرهنگی جدیدی مثل ظبط نوار یا فیلم ،CDو... مخاطبان بیرونی نیزشکل گرفتند یعنی کسانی که از محصولات فرهنگی استفاده می کنند.در هیأت های سنتی مخاطبان درونی گزینش می شدند و فقط افرادی خاص مطلع می شدند که در مجلس حضور یابند ولی در هیأت های پاپ مجلس عام است و اصولا معیاری برای تفکیک پذیری مخاطب وجود ندارد. از سوی دیگر مخاطب درونی هیأت های پاپ تک جنسیتی است . این هیأت ها یا مردانه و یا زنانه هستند که البته غلبه با هیأت های عامه پسند مردانه است. برخلاف هیأت های سنتی محوری و بزرگ ،که هر دو جنس حضور داشتند هرچند که حضور زنان به صورت فرعی بوده است. علاوه بر این ها پدیده هیأت های پاپ به طور مطلق مربوط به فرهنگ جوانان است و گروه سنی جوان و نو جوان در آن ها بسیارند.
گفتمان دینی هیأت های عامه پسند: تعبیر تشیع عرفی برای این گفتمان مناسب است که با موارد زیر شناخته می شود:
• استقلال از مرجعیت رسمی هنجار بخش دینی (روحانیت) : هیأت های سنتی دو هدف را دنبال می کردند. اول اینکه اهل بیت را به مردم بشناسند که بر اساس تقسیم کار و سلسله مراتب این کار بر عهده مسئله گو، سخنران، واعظ یا منبری بود. دوم گریستن بر اهل بیت که این کار هم بر عهده ذاکر، مداح و روضه خوان بود . این دو قشر همیشه با هم بودند و نسبت به مرجعیت تابع بودند ولی در هیأت های پاپ برداشت دینی از روحانیت و از مرجعیت رسمی تعریف هنجار دینی گرفته شد و صرفا به سینه زنی و مداحی اکتفا می شود. این دین قائم به دین دار و بدون نیاز به واسطه است.
• دین مقوله ای منفک از شریعت: اگر دین را تحت دو مقوله خیلی کلی تقسیم بندی کنیم وبُعد شخصی و فردی دین را ایمان نام نهیم و جنبه اجتماعی آن را شریعت نام گذاری کنیم؛ هیأت های عامه پسند و اعضایشان تا مقوله ایمان جلو می روند و به شریعت نمی رسند. اساسا دین در این هیأت ها یک مقوله تقلیدی نیست و صرفا محدود به خود فرد و تعریف وی از منبع قدسی می شود.
• عدم حجیت عقل: در هیأت های پاپ بر حب و عشق تاکید زیادی است و از محبت اهل بیت به عشق تعبیر می شود و این حب و عشق هم متناسب با نظر مداح و خصوصیات مخاطبان است و مبتنی بر اصول و مفاهیم پیشین نیست و نیازی هم به اثبات آن نیست. صرفا احساسی است که به فرد دیندار دست می دهد و چون احساس است نیاز به اثبات و استدلالات عقلی ندارد. به تعبیر دیگر عقل اصلا امکان درک این نوع از حب و عشق را ندارد.
• اسطوره گرایی: فرد دیندار کمبودهایی را که در درون خود احساس می کند در یک اسطوره متبلور می کند. شخصیت های مذهبی در این نوع هیأت ها شکل اسطوره ای می گیرند آنگاه این اسطوره نماد تمام دین می شود.
• بازتولید ادبیات، تفکر و منش صوفیانه : تعبیر محبت اهل بیت به عشق واژه ای است که از ادبیات صوفیانه به عاریت گرفته شده البته صوفی گری که توام با فردیت، گوشه نشینی و انزوای از جامعه است و به بی خیالی ختم می شود.
• دین منفک از سیاست:دین در هیأت های عامه پسند با تصوف آمیخته است و بنابراین سیاست آن را آلوده خواهد کرد. البته دینداران در این هیأت ها همگی به یکباره به این ذهنیت نرسیده اند.
• دینداری فردی: برداشت و احساس فرد به این دین مشروعیت می دهد و نیازی نیست که مهر تایید یا رد از جانب کسی به آن زده شود. صرف احساس فرد با منبع قدسی کافی است که خود را دیندار بداند و مقولات اجتماعی در این امر دخالتی ندارند.
• دین منعطف و آسان گیر:این دین وارد زندگی خصوصی اعضا و مخاطبین نمی شود و صرف حضور در مجلس یعنی ورود به یک حریم امن و فقط احساس دینی غلبه دارد.
مداحی هیأت های عامه پسند: در مداحی هیأت های عامه پسند چند نکته حائز اهمیت است: اول،اساسا مداحی پاپ یک پدیده کاملا شهری است . ردپای این هیأت ها در شهرهای بزرگ و صنعتی و نیمه صنعتی دیده می شود مانند: تهران، اصفهان، مشهد، شیراز، تبریز، قم و کاشان؛ و هنوز دایره تشکیل این هیأت ها به شهرهای کوچکتر یا روستاها کشیده نشده است. باید توجه داشت که این موضوع فقط مربوط به اعضای برپا کننده هیأت ها می شود و مخاطبین بیرونی ( استفاده کنندگان از کالاهای فرهنگی) از این حیث مستثنی هستند. دوم، موسیقی تقلیدی و عاریتی: در هیأت های سنتی تقریبا یک جایگاه مشخصی به موسیقی تحت عنوان مداحی و نوحه سرایی بر اهل بیت اختصاص داده شده بود و الحان، دستگاه ها و نغمات آموزش داده می شد. در هیأت های پاپ برخلاف نوع سنتی آن جایگاه مشخص و معینی به موسیقی اختصاص داده نشده و طبیعی است که مداحان با خلأ آهنگ روبرو می شوند و برای پر کردن آن بدون هیچ پایبندی به موسیقی غیر مذهبی روی آورده اند. سوم، بهره گیری از تکنولوژی صوتی روز: پیشرفت چشم گیر و روزافزون تکنولوژی صوتی بخصوص در سال های اخیر تأثیر مستقیمی بر همگانی شدن و عام شدن مداحی پاپ گذاشته است. قوت تکنولوژی صوتی سرپوشی بر فقدان دانش موسیقیایی مداحان است . چهارم، فضاسازی مجازی: استفاده از امکانات سیستم های صوتی یک فضای مجازی را خلق کرده است. هم خوانی دو مداح یا بیشتر با هم ، تکرار و اکوی صدا با استفاده از سیتم های صوتی در راستای این فضا سازی مجازی است.
پنجم، پدیده ی شیفتگی: شیفتگی ملقمه ی پیچیده ای از هیجان و احساس لذت است . فرد شیفته بیشتر از هواداران یک عنصر محبوب ابراز شیفتگی می کند. در مورد موسیقی غربی ، هنرپیشگان و ستارگان سینما این پدیده به وفور یافت می شود؛ در مداحی عامه پسند هم به موارد مشابهی از این دست برمی خوریم. جمع آوری تمام CDها، نوارها، پوسترها، برچسب ها، دستخط یا امضای مداحان شروع شیفتگی است تا مراحل پیچیده تر که تقلید کالبدی و رفتاری است مثل نوع پوشش ، نوع میکروفن به دست گرفتن، گریه کردن، انگشترو مسائلی از این دست. ششم، پدیده ستاره شدن: بالاترین مرحله ی شهرت که مداحان می توانند به دست آورند ستاره شدن است. در هیأت های پاپ مداح کسی است که بتواند نوحه مشهوری را به خوبی تقلید کند و در عین حال بتوانند یک سبک جدید و پرمخاطب را هم عرضه کنند. پدیده شایعه در مورد زندگی شخصی و فردی مداحان می تواند کمک شایانی به ستاره شدن آنان بکند. هفتم، پدیده بازار با مفهوم کلاسیک عرضه و تقاضا: در هیأت های سنتی هرآنچه که از طرف مداح عرضه می شد مورد پذیرش مخاطب قرار می گرفت. اصولا مخاطب سنتی و نوع زندگیش با تنوع طلبی سازگار نبود. ولی در هیأت های پاپ به دلیل زندگی شهری و روحیه تنوع طلب و هیجان خواهی، مخاطب دیگر یک شنونده ساده و منفعل نیست و تأثیر مستقیمی بر عرضه کننده دارد شاید یکی از دلایل روی آوردن مداحان به یک موسیقی مشهور همین روحیه متنوع مخاطب می باشد. از طرف دیگر مداحان در هیدت های سنتی از این طریق ارتزاق نمی کردند زیرا این هیأت ها منحصر به هنجار زمانی خاصی بودند ولی در هیأت های پاپ که در تمام طول سال جریان دارند مداحی تبدیل به حرفه و ممر درآمد شده است بخصوص در مورد مداحان ستاره. هشتم، جایگزینی سِن به جای منبر: در هیأت های پاپ با گسترش مخاطب و تقاضای زیاد و لزوم دیده شدن مداح، منبر جای خود را به سن داده است و به خاطر فیلمبرداری و ظبط مجلس حداقلی از روشنایی بر روی سن لازم است که مداح بهتر در معرض دید قرار بگیرد و آگاهی مداح از فیلمبرداری یک سری حرکات و ژست های نمایشی را هم در پی دارد که به پدیده شیفتگی و ستاره شدن نیز کمک می کند. نهم، رواج کالاهای فرهنگی: از اواسط دهه 70 نوار کاست ها برای اولین بار به دست مخاطب بیرونی رسید و با پیشرفت تکنولوژی بخصوص در زمینه چاپ و نشر و همچنین ظبط فیلم و صدا به ترتیب عکس ها و برچسب ها، CDها،پوستر، تی شرت و سربندها به بازار عرضه شد. کالاهای فرهنگی دو کارکرد مهم دارند: 1- تبلیغات رسانه ای: شرکت هایی که این محصولات را تولید و توزیع می کنند برای تبلیغ خود یا ستاره های مداحی از این محصولات استفاده می کنند. 2- هویت نمایی و تمایز بین هیأت های انقلابی و پاپ:هیأت های انقلابی و پاپ با استفاده از نمادهایی که در کالاهای فرهنگی استفاده می کنند خود را به مخاطب می شناسانند. دهم، بهره مندی از سیتم توزیع گسترده و قوی: هیأت ها در اسرع وقت و با کیفیت محصولات خود را به دست مخاطبان بیرونی می رسانند. یازدهم، فقدان شعائر سنتی پیشین: یک سری شعائری که در هیأت های سنتی نهادینه شده بود از جمله تلاوت قرآن ، ادعیه خوانی، مناجات خوانی در آغاز مجلس در هیأت های پاپ حذف شده و تنها به سینه زنی و مداحی اکتفا می شود. بالاخره آخرین مورد ، ظهور نمادهای جدید و جایگزین: کارکردی که شعائر در هیأت های سنتی داشتند نوعی تعریف برای مخاطب و حفظ انسجام بود . در هیأت های پاپ با حذف این شعائر جای خالی آن با ظهور نمادهای جدید پر شد. در هیأت های سنتی که جماعتی از مردم آن را تشکیل می دادند نمادها هم جمعی بود و به جمع تعلق داشت مانند علم، کُتل و... ولی در نمونه پاپ چون اساسا جمعی وجود ندارد و هربار هرتعداد افرادی که بیایند تشکیل دهنده هیأت هستند نمادها جنبه فردی پیدا کرده اند مانند سربند، انگشتر و ... .
ادبیات هیأت های عامه پسند: در بحث ادبیات به دو شاخصه مشخصات زبانی و درونمایه می پردازیم. الف) مشخصات زبانی: 1- بهره گیری از عبارت های عربی: در این هیأت ها عبارتهای برگزیده ای از قرآن یا دعا یا یک ذکر مشهور یا عبارتهای موزون و مشهور عربی و یا عبارت های خود ساخته توسط مداح با واژه های عربی مثل سلامٌ علی قلب زینب صبور که به طور مکرر بیان می شود رواج دارد. 2- بهره گیری از ادبیات سلطنتی: به خاطر تسلط طولانی این فرهنگ در ایران خطاب اهل بیت به شاه، اعلی حضرت، شاهنشاه و امثالهم معمول بوده است. البته بعد از انقلاب استفاده از این واژه ها تقبیح می شود ولی با شکل گیری هیأت های عامه پسند این کلمات بازتولید می شود. 3- بهره گیری از واژگان ادبیات عرفانی و غنایی: این ادبیات هم سابقه طولانی در آئین و سنت ایرانی دارد. تعابیر عارفانه و غنایی مثل باده، می، دل و دلدار و عشق در قالب ترانه در هیأت های پاپ استفاده می شود. 4- بهره گیری از واژگان محاوره ای و ادبیات شکسته: ادبیات پاپ باید برای مخاطب جوان آن قابل پذیرش باشد بدین منظور این ادبیات هرچه بیشتر به سمت روزمرگی و گویش جوانانه نزدیک شده است به عنوان مثال: « یه عمریه می خوام پا بزارم به کربلا». ب) درونمایه: 1- غلو: بهره گیری از ادبیات منسوب به غالیان (غلو کنندگان)، کسانیکه نسبت الوهیت به ائمه می دهند . 2- تأکید بر جنون مندی و بی اعتباری عقل: گرایش دینی در پاپ گرایش عقلانی نیست بلکه عقل ستیز است و بسیار هم ممدوح می باشد. نهایت خواستن و افراط در عشق که به دیوانگی منجر می شود. رایج ترین واژه هم در این مورد به کاربردن واژه دیوانگی است. 3- بهره گیری از مفهوم عشق برای توصیف محبت به اهل بیت: در گذشته هم از محبت ائمه به عشق تعبیر می کردند؛ با این تفاوت که در گذشته عشق سنتی بسیار مقدس بوده است و آسمانی ، پاک ، واحد، طولی و بدون تکثر و وصال بوده است ولی به رغم این در پاپ این عشق رنگ زمینی به خود می گیرد و متکثر، عرضی و نه چندان مقدس می شود. 4- تأکید بر شخصی کردن دین و رواج نوعی لاابالیگری و بی خیالی: دوری از اجتماع و تمایز طلبی از جامعه ای که روزبروز به فساد کشیده می شود بسیار در اشعار دیده می شود. مثلا:« اگه بر لبم سروده، قصه ی بود و نبوده، اگه صورتم کبوده به کسی ربطی نداره و ...» .
نتیجه گیری: اول اینکه هیأت های عامه پسند به مثابه زیر مجموعه فرهنگ جوانان باید مورد مطالعه قرار گیرند. فرهنگ جوانان بخشی از فرهنگ عمومی جامعه است که ناظر به شکل و محتوای بخشی از جامعه یعنی جوانان است. این گروه در پی یک نوع خودمختاری و استقلال در گویش، پوشش و حتی دینداری است و فاصله گرفتن از ارزش های سنتی که در جامعه سنتی از طریق منابع سلطه و اقتدار به مردم تحمیل می شده است. دوم، هیأت های عامه پسند به عنوان یک خرده فرهنگ شهری است. خصوصیات زندگی شهری احساس بیگانگی، رهایی، از هم پاشیدگی و تنهایی در جامعه است. ارتباطات متصل در جامعه سنتی گسسته شده است و جای خود را به رهایی داده است. خرده فرهنگ ها در زندگی شهری با سه کارکرد مبارزه با احساس بیگانگی، تأمین نیازهای اولیه و اصلی و هویت بخشی جدید به کمک افراد شهری می آیند. با این تعریف از خرده فرهنگ می توان از هیأت های پاپ به عنوان یک خرده فرهنگ شهری یاد کرد. خودنمایی از طریق تمایز از گونه های دیگر، موضع گیری تهاجمی در برابر منابع محدود کننده و شباهت در نحوه ی پوشش، ظاهر، آرایش و یا تعریف یک زبان عامیانه خاص و استفاده از نمادهایی مشخص برای تعریف دین از طریق هیأت های پاپ از کارکردهای این خرده فرهنگ شهری است. سوم، هیأت های پاپ به عنوان سبک زندگی: سبک زندگی مجموعه ای از صورت های نو و بدیع است که به شکل نمونه های خاص در زبان، مُد ، حرکات بدنی و موسیقی تجلی می یابد. سبک زندگی مجموعه ای کم و بیش از عملکردهاست که فرد برای بیان یک روایت متفاوت از خود و زندگی اش به کار می برد. هنگامی که در مورد هیأت های پاپ سخن می گوییم تمام اجزای یک زندگی مومنانه جوانانه در آن مشاهده می شود اعم از پوشش، آرایش، گویش وادبیات خاصی که منحصر به فرد است و آشکارا تعارضاتی با نمونه سنتی و انقلابی خود دارد. چهارم، هیأت های عامه پسند نمودی از جنبش جوانان است ؛ شبکه وسیعی از افراد و محافل و گروه های رسمی و غیر رسمی که در گفتمان و سازماندهی و سبک زندگیشان با هم شباهت دارند که از قرائت رسمی از دین توسط حکومت و هیأت ها انقلابی و سنتی فاصله گرفته اند.از نگاه هیأ ت های انقلابی و سنتی نمونه های پاپ یک ناهنجاری است که تیشه به ریشه دین می زنند در حالی که در نظر جوانان این یک دینداری مجزا و متفاوت است.
با عرض سلام و ادب و احترام محضر شما مخاطب گرامی...